Sunday, May 24, 2009

بالاتر چیزی نیست

بالاتر چیزی نیست
پائین هم گورستان آرزوهای نداشته است
هوا تعلیق تمام بودن ها است
نگاه اما به شاخه ای است که بار نداده
بالاتر چیزی نیست
روزی سکه 25 تومانی را که هدیه داده در یکی از این گور ها خاک خواهم کرد
شاید درختی بروید با هزاران هزار میوه پدرانه
و شاید دست کودکی به سمت شاخه هایش برود و بچیند آرزویی که من روزی در گور کردم
اما امروز نگاه ام به بالا نیست
می دانم که بالاتر چیزی نیست
................................................
عکس زیبا کنار است.حوالی رشت
به قول دوستم زهرا این درختان خفه ام می کنند

Wednesday, May 20, 2009

پا به پا


پا تو به من قرض می دی؟
منم پا مو بهت قرض میدم
دوتا پای چپ ماله من
دوتا پای راست ماله تو
فرقی نمیکنه
از هرجهت که بخوایم بریم می رسیم بهم
چطوره؟
..........................................................
عکس احتیاج به توضیح ندارد

Saturday, May 16, 2009

ریشه در توهم


وقتی ریشه ها را در توهم ببینی
باید بدنبال تصویری منعکس شده در آب باشی
و سرت را بالا نیاوری
بودنی از جنس جنون می خواهم برای اینگونه دیدن
واژه ها برهنه می رقصند و من بدنبال هیچ جمله سازی نیستم
موسیقی را خاموش نمی کنم
دستور زبان در دریاچه توهم آب تنی می کند
کدام لباسی از واقعیت توان به تن واژه شدن را دارد؟

Tuesday, May 12, 2009

زندگی همچون قایقی


زندگی همچون قایقی است کاغذی که بر روی تشتی از آب می گذاری اش
سوت می کشد و می چرخد
سوت می کشد که بفهمی
سوت می کشد که اخطار دهد
کاغذی ام خیس می شوم
نجاتم ده
اما تو همچنان می پنداری که از سر اشتیاق سوت می کشد
زمانی می فهمی از دست دادی اش
که تمام وجودش را آب گرفته وغرق گشته
...........................................................
دیدن قایقی پر از آب روی دریاچه ای تفریحی دردناک بود
ترک اش کرده بودند
انگار آدمها منتظر مرگ اش بودند
عکس زیباکنارحوالی رشت است.اسکله تفریحی

Thursday, May 7, 2009

سردرگم



برای اینکه قطرات اشکم را با دانه های باران اشتباه نکنم در روزهای بارانی اشک نمی ریزم

پرویز شاپور
................................

به نرگس گفتم فکر کنم کسی که با لباس زیر دوش حمام بره یعنی خیلی افسرده است

نرگس گفت آره دوربین رو بیار

ممنون آبجی حسابی خیس شدی

امیدوارم احساس ات را دیده باشد این ویزور چشم سوم

Monday, May 4, 2009

تهی


در سکوت سرد دستها

به دنبال گرمای نگاهی

پیاله منتظر می ماند

نیست دستی گرم که ببوید تن شیشه ای اش را

و

تهی خواهد ماند

Friday, May 1, 2009

دکتر اینترنت

چرا میگویید اینترنت بد است؟
اتفاقا بر خلاف نظر عده ای من معتقدم بهترین روانشناس در کشف روحیات انسانها است
شما ساعتها بروید پیش روانشناس و ساعتها از خودتان و زندگیتان حرف بزنید
چقدر باید آن روانشنای نخبه باشد تا ضمیر و خمیره وجودی شما را به خوبی بشناسد
در حالیکه اینترنت بله همین وسیله لهو و لعب به خوبی درون شما را نشان می دهد
همگی در این دنیای مجازی آی دی با هویت حقیقی خود داریم
فعالیت می کنیم
پروفایل می سازیم
وای
عکسی پر از احساس
از زاویه ای که عیوب صورت تبدیل به شاهکار خلقت شود
چه شاعرانه
چه لطیف
صفحه هایی پر رنگ و لعاب وبا دوستانی بیشمار
زیزی جون تو بینظیری
این لایه اول ماجرا است
در همین لایه اول هم باز سوال پیش می آید آیا همین است که می گوید؟
چندان مهم نیست
اما لایه دوم
این دنیای شیرین مجازی مکانهایی دارد که می توانی قایم شوی و همان هویت مثلا واقعی خودت را نشان ندهی
بی نام
بی هویت
بیایی و بروی و نظر بدهی و به خیال خودت اثری از خودت باقی نگذاری و
خوب است
خیلی
اینجا است که درون واقعی شترق می زند بیرون
کدام روانشناس می تواند از این ظاهر لطیف و شاعرانه چنین خویی را بیرون بیاورد
زنده باد اینترنت
حق ویزیت فراموش نشود
...................................
پیوست 1
ناشناس محترم
از پیگیری مداوم و علاقه بی حد و حصر تو به اینجانب و وبلاگ ام چنان مشعوفم که روزی هزار بار شکر می گویم
که چنین خواننده پروپا قرصی دارم
از دیدن نظراتت نه تنها ناراحت نمی شوم بلکه بسیار خوشحالم
بسیار جالب بود
گاهی پیش می آید که آدم عملی که خود انجام داده را به دیگران نسبت دهد
این هم باز میگردد به همان مبحث شیرین روانشناسی درون
باور کن من از دیدن فحش و ناسزا و انتقادات تو اصلا ناراحت نمی شوم
اگر در جملاتت رعایت سنین زیر 18 سال را بکنی و از اعضاء و جوارح انسانی مثال نیاوری
نظراتت را تایید می کنم
هرچقدر به من توهین کنی میفهمم که جای درستی هستم
پیوست 2
این پست هیچگونه عکسی ندارد
گاهی باید از پشت ویزور تنها دید و دید و هرگز شاتر را نزد