
چشمان خیس
نورهای رنگی شب
تجسم هجوم پنجره های دیگران بر روی خانه ات
انعکاس هر تصویر
طاقت می خواهد
هر دیدنی طاقت می خواهد
من
.
.
.
نه ندارم دیگر
انگار چنان سر ریز شده ام
همچون آب بر کف زمین
با کهنه پارچه ای بازمانده ام را خشک کن
با" ها را تنها با تو خواستن است"
بی" ها را در بی تو بودنشان رها کردم "
حرف ربط است قاعده ی زبان خواستن ها
"زندگی" با" یا " بی
انتخاب اش با من و تو
که بی من و تو انتخابی نیست