Tuesday, June 23, 2009

چشم امید رو ببر از آسمون

این روزها تمامی خطوط ارتباطی با خدا قطع شده
اس ام اس نمیره
موبایلش آنتن نمیده
شبکه های ماهواره اش پارازیتیه
اینترنتش از سرعت چاپارها کند تره
خب چه توقعی دارین
چطوری بفهمه اینجا چه خر تو الاغیه
نکنه می دونه و به روی خودش نمیاره
اگه این باشه که
بیخیال سرتو بگیر پائین راهتو بکش و برو
همین که می تونی کف خیابون رو ببینی و تصویر آسمون توی آب شکر کن
راست میگی تازگی افتادن روی آسفالت خیابونها نعمتیه که خیلی باید وجود داشته باشی تا بیافتی رو زمین

Saturday, June 13, 2009

چرا؟

بعد از چهار سال
امیدی جوانه زده بود سبز در دلم
با دستهای زمخت نادانی ها خشکید
باورم نیست
لمس نور دریغی بود که بر سر انگشتانم ماسید
التماس روییدنم بود
چرا؟
جوانه ام قد نکشیده خشکید
دستهای زمخت نادانی ها
باورم نیست

Sunday, June 7, 2009

اینجا و آنجا


برگی از گلدان زرد شد و افتاد همان لحظه در جنگلهای کلیمانجارو شیری آهویی را درید
گربه ای زیر چرخ ماشین له شد و مرد درست در همان لحظه دزدی به بانکی در رم دستبرد زد
پژویی سبقت غیر مجاز گرفت همان لحظه زلزله ای توکیو را لرزاند
نیمکتی از بودنی عاشقانه خالی ماند همان موقع در برزیل زنی به سوگ مرگ شوهرش نشست
.........................................
پ ن:نمی دانم چرا یکهو دلم گرفت اینجا
هوس نوشتن یک پیوست به دلی اینجا افتاد که آنجا هوسها مرده اند
تنهایی رو کرد به عشق و گفت از چه روست که بودن را تو رسم میکنی
آنگاه که هستی تنهایم وآنگاه که نیستی بازهم تنهایم
عشق خندید
تنهایی گفت همان به که رسم بودن اینگونه باشد و تو در سکوت رسم کن بودن و نبودن ها را
دل خو کرده به رسم ترسیمی تو
از سر عادت پرسیدم و یاد آوردم که بارها پرسیده بودم و پاسخی از جنس حقیقت نشنیدم

Monday, June 1, 2009

سنجد




در رو باز کردم دیدم یه جفت چشم سیاه داره نگاه ام میکنه
من مبهوت البته بهتره بگم میخکوب شده بودم
نرگس و هدیه می گفتند:شفق این یه سنجابه
اینجا چی کار میکنه؟
من همچنان به چشمهای سیاه اش خیره بودم و گفتم نمی دونم
خلاصه چند دقیقه ای در تعجب و خنده و قربون صدقه این سنجاب گذشت
که تازه یادم افتاد خب شاید آر پی جی بدونه
زنگ زدم
این چیه؟
از کجا اومده؟
زد زیر خنده
گفت اسمش رو سنجد گذاشتم
دوستش داری؟
وای آره خیلی
...............................
این شد که سنجد اومد خونه ما
نرگس و هدیه بعد زدن زیر خنده هه هه هه
ما می دونستیم
...................................
سنجد پسر خجالتی و کمی لوسه
و البته شیطون
گاز هم میگیره خوب