چشم سوم
MY PHOTOS AND MY WRITINGS
Saturday, December 17, 2011
چنان نرم که
چنان نرم آمدی که صدای قدمهای ات موزون شد با تپش قلبم
انگار سالها ی سال است این نفسها را می شناسم
تلاقی نگاه هایمان را در رویا هایم تجربه کرده بودم
چنان نرم که
Newer Posts
Older Posts
Home
Subscribe to:
Posts (Atom)