Wednesday, July 28, 2010

تا ظهور سد شکن

از شکستن و فرو ريختن هر ديواري خسته ام
شما را نمي دانم
اينجا و هر بلاگري در اينجا فيلتر شده و عکس نمايش داده نمي شود
تا ظهور سد شکني که بيايد و فرو ريزد
اينجا عکسي گذاشته نمي شود
و گاه حالي و آني بود اينجا تنها مي نويسم
عکسها را مي توانيد در فتوبلاگ من ببينيد
به تازگي انعطاف پذيري ام قابليت خميري يافته
شکل مي گيرد به راحتي
شما را نمي دانم

Saturday, July 17, 2010

هنوز هم کودک ام


گفت همیشه از خودت خاطره زیبا در ذهن دیگران باقی بگذار
تنها نصیحتی که هنوز با همان طنین خاص خودش در ذهنم خانه کرده
ساختم

مجموعه ای از خاطراتی زیبا از خود برای هر که با من یا بر من بود
ساختم یادهایی که از پس نام من می آیند و می روند و من بیرون از این ساختنها تنها نگاهشان می کنم
و از خود می پرسم پس من؟
برای خودم چه خاطره ای از خود ساخته ام؟
زمان از روی این سوال سال به سال می گذرد
و هنوز دستانم از ساخته های خودم خالی است
و دستان دیگران سرشار
................................
امشب ملغمه ای از احساسم و خالی اززمان و مکان
هنوز هم بهترینها برایم می رسند
هنوز هم گرفتن اولین هدیه تولد مرا کودک می کند
واژه ها کوتاه اند برای تشکر از این هدیه ات فرفری
................................
عکس هم کودکی از محله بازارچه نایب السلطنه تهران
که می خواهد پناه پدری را تا ابد برای خود نگه دارد و شاید توانست
...................
پ ن:اگر عکس ها اینجا رویت نشدند روی عنوان پست کلیک کنید

Thursday, July 8, 2010

ترنم خيال

برآمده از هر خيالي که باشي
بايد تا انتهاي صدا تو را امتداد داد
و از هر زخمه اي بر ساز احساسي را خونين کرد
تا باز برآيد ترنم خيال تو
....................................
اگر عکس ديده نشد روي عنوان پست کليک کنيد