Wednesday, November 17, 2010

زن دیروز.امروز و فردا





دیروز می گفتند بپز...بشور...بزا...بمیر....روی سنگ قبر اش هم می نوشتند والده مکرمه حاج عباس


امروز می گویند بپز...بخوان....بشور...برو در جامعه...بزا...تربیت کن....حق ات را بگیر و دار فانی را وداع کن...یادش گرامی اولین زنی بود که در عرصه...فعالیتهای بسیار داشت


فردا چه خواهند گفت؟


حالم بهم می خورد از این بوی پیاز داغ ماسیده به عطر گوچی


مشمئز می شوم از این چادر پیچیده به تنی که هم باید مد روز بماند و هم حاجیه خانم حاج آقا


نقش های درهم و برهم که گیج مانده که خانم مهندس است یا زنیکه شوهر اش که شام اش دیر شده


جنبش زنان


جنبش ناجنبیده ای که از ابتدا هوس جنبیدنی داشته که وهم بوده و بس


چه وعده ها دادند برای این نقش امروز ات


آن وعده ها چه شد؟
خوشا به حال همان دیروزی که زیر چادرش و بیرون اش همان حاجیه خانم بود و عباس آقا صدایش می زدند توی کوچه


عطر اش هم همان پیاز داغ بود و مشام اش جز این بو چیزی را نبوییده بود


فردا چه خواهی بود زن امروز؟

Saturday, November 6, 2010

You cut her hair



Time
Has coloured in
The black and white
Of your sin
So burn
Burn the flag
Rip it up
Bury the Rags
But I will find you still
Move in for the kill
You cut her hair
So live
Live long
See her face
In everyone
And turn
Turn the page
Start again
Change your name
But I will find you still
Move in for the kill
You cut her hair
You cut her hair
You cut her hair
Tom Mcrae