Wednesday, August 31, 2011

پلاک 99



دیوار خسته از ایستادن

خسته از فاصله گذاردن

با آهی از جنس سیمان و سنگ به خود گفت

باید بسته می بود کرکره چشمانت

Friday, August 5, 2011

در انتهای کوچه ای نور می تابد


اگر جرات کنی و روزی از دالان تنگ و تاریک سختی هایت گذر کنی

شاید جایی باشد که نور پوست غم زده ات را گرم کند

این را شاید فرض کن

تا همیشه بدنبال جرات داشتن باشی