
دو من باز لهو و لعب راه انداختند و من را هم دعوت کردند
خب اینترنت ماهیتش چیزی غیر از لهو و لعب هم نیست
عنوان بازی: دوست داشتید چه کاره بودید؟ بدون هیچ محدودیتی
از زمانی که خودم را شناختم وفهمیدم که نامم چیست
دوست داشتم نانوا بشوم
یعنی آرزویم این بود
ساعتها محو حرکات دست نانوا سنگکی محل میشدم
و یا تنور مش ممد نانوای تافتونی
خلاصه برای خرید نان من همیشه بهترین گزینه مادر بودم
عاشق بوی نان...تنور...حرکات موزون دست و پای نانوا
در سنین بالاتر یعنی حدود 10 یا 12 سالگی دوست داشتم رهبر ارکستر شوم
تنها ربط منطقی این دو شغل می تواند حرکات موزون دستها باشد
قطعا در تالار وحدت بوی نان و خمیر به مشام نمی رسید
البته آن زمان...الان را بی خبرم
پدر بهتر دید که این علاقه دخترش را به حرکات دست در راه نوازندگی صرف کند تا نانوایی
در سن 18 سالگی هم آخر به این نتیجه رسیدم که با مغز مردم ور بروم بهتر از ور رفتن به خمیر نان و بالا و پائین بردن چوب رهبر ارکستری است و رفتم فلسفه خواندم
.......................................................
باران بهاری را دوست دارم
مثل این می ماند که فرشتگان آسمان قلقلک ات می دهند
.............................................................
عکس نتیجه انتظار کوتاهی است در ماشین
و دور دیدن چشم استاد و با موبایل عکاسی







