رنگهای داغ رفتن اش
خون می پاشد بر سینه آبی و بنفش سلام ات
ابر سفید آغاز را پاره می کند
لکه
لکه
سرخ
تا بدانی هر آمدنی رفتنی دارد
و در یاد ات سرخ باقی بماند
و در یاد ات سرخ باقی بماند
خداحافظی اش را
که اگر باز آغازی بود آبی اش کنی با سلام ات
بگذار سرخ ات کند

8 comments:
همان گونه که می آید می رود...
با دریدن آبی ات با سرخی اش
آرام و زیبا
عکس خیلی قشنگ بود
بسياري از ما انسان ها تا نفير رفتن را كنار گوشمان نشنويم باور نمي كنيم هر آمدني رفتني به دنبال دارد واقعا چرا ؟
ey be ghorbanet...be koja chonin shetaban miravi?
تو که خودت سرخ می کنی شفق! عکس ت فوق فوق العاده بود. دست مریزاد و بوسه ی فرشته ها بر انگشتان نازنینت.
به به! مثل همیشه زیبا
و درباره تعریفت؛ من دیگه نمی میرم
از خداحافظی بی متات وحشت دارم
ای کاش هر رفتنی آمدنی داشت.
پر شدم از خون بلبل لب به لب،
رفتم از جام شفق در كام شب!
من اينجا يه كامنت جا نذاشتم؟! نمي دونم چرا اين روزها هي كامنتامو گم مي كنم شايد هم فراموشي و سن و سال بر من غالب شده اما مطمئنم چند روز پيش اين پست رو خوندم و عكس رو ديدم
و اي كاش هر آمدني رفتني نداشت
Post a Comment