
آسمان در نهایت آبی بودن صخره سیاه را در آغوش گرفته بود و ناله های دل تنهای صخره را می شنید
درد دل را انتهایی نیست اما گوش شنیدن درد همیشه اندک است
صخره بغض اش ترکید اما آسمان همچنان آبی بود
ابرها با شیطنت اینطرف و آنطرف می رفتند
اما همچنان صخره غمگین بود
تو صخره ای بزرگ و محکم در نهایت صلابت ایستاده ای
چرا غمگینی؟
ابر ها به سبکی باد بدون امید به آینده در نهایت شادمانی هستند
چیست نشان تنهایی؟
هرچه هست ظاهر وجودی ما نیست
درد دل را انتهایی نیست اما گوش شنیدن درد همیشه اندک است
صخره بغض اش ترکید اما آسمان همچنان آبی بود
ابرها با شیطنت اینطرف و آنطرف می رفتند
اما همچنان صخره غمگین بود
تو صخره ای بزرگ و محکم در نهایت صلابت ایستاده ای
چرا غمگینی؟
ابر ها به سبکی باد بدون امید به آینده در نهایت شادمانی هستند
چیست نشان تنهایی؟
هرچه هست ظاهر وجودی ما نیست
No comments:
Post a Comment