Friday, February 13, 2009

two lovers


I thought that I was strong

I thought that I was wise

I never let my heart control my mind

I thought that I had it all

I felt my life complete And love became a word I left behind.

And the I saw you there My every breath slipped away

I couldn't speak, I couldn't think All I could do was stare.

With just one look in your eyes I felt the room disappear All that I could see was you...

We were two lovers, Two peolple, Too much in love to say goodbye.

.............................................................

سالها و نسلها با صدایش عاشق شدند و گریستند و خندیدند و
این ترانه خولیو مانند تمام کارهایش بوی عشق میدهد و تن صدایش همیشه عاشق است
شاید روز ولنتاین از آن ما نیست و شاید این روز تبدیل به لجبازی با نژاد سامی و اعراب شده
و شاید نوعی خودباختگی است برای ما که جشن مهرگان داشته ایم
اما صرفا بهانه ایست برای ابراز عشق
برای همه آرزو میکنم که عاشق شوند و در عشق نفس بکشند
که تمام زیبایی این کائنات درعشق ترسیم شده
....................................................
پیوست مهمی را برای این پست فراموش کردم
درسی از زندگی گرفتم
درسی که هرگز فراموش نخواهم کرد
هرگز منتظر جواب سلام ات نباش
هرگز منتظر دستی که یاری اش کردی نباش
هرگز منتظر بازتاب کارهای نیکوی ات نباش
که در آیینه روزگار بازتاب تصاویر برعکس نقش می بندد
وقتی چشم انتظار نداشته باشی معنای عشق را به واقع یافته ای

2 comments:

Unknown said...

پرسپولیسی که هستم. اما تو راست می‌گی خیلی‌چیزای مهمتری از قلقلکهای خاطهای هست. دوست گلم..

Anonymous said...

nice post...thanks.