
زندگی همچون قایقی است کاغذی که بر روی تشتی از آب می گذاری اش
سوت می کشد و می چرخد
سوت می کشد که بفهمی
سوت می کشد که اخطار دهد
کاغذی ام خیس می شوم
نجاتم ده
اما تو همچنان می پنداری که از سر اشتیاق سوت می کشد
زمانی می فهمی از دست دادی اش
که تمام وجودش را آب گرفته وغرق گشته
...........................................................
دیدن قایقی پر از آب روی دریاچه ای تفریحی دردناک بود
ترک اش کرده بودند
انگار آدمها منتظر مرگ اش بودند
عکس زیباکنارحوالی رشت است.اسکله تفریحی
13 comments:
akseto doos daram kheili
راست میگی خیلی زیاد....
من نگاش ميكنم و غصهم ميگيره...
يعني حتي اگه صداي سوت زندگي رو شنيديم بايد پشتمون بلرزه كه نكنه داره غرق ميشه؟ اين نامرديه...
به درک ....
به خدا قسم که زندگی همین است که گفتی ... فقط نه حتی به این قشنگی که تو به واژه کشیدی اش
چه دنگ و فنگی داره این نظراتت.
یه قسمتش دیالوگ کشتی بود دیگه؟
خیلی جالب بود اولین باری بود یه شعری خوندم که عشقش خالی از کلمات بود ولی تو جان مایه اش سرشار از شکست بود البته عکست برام باز نشد.
ممنون ام شفق عزیزم... ممنون ام از این همه مهر تو
اخطار دهد
که کاغذی ام
خیس می شوم
...
چقدر دلنشین اند هم نشینی ِ بعضی کلمه ها
کنار ِ بعضی عکس ها
که هی نوستالژی ِ آدم می شوند
هی دوست ترشان داری
چه عکس خوبی
چه عکس خوبی
فکر میکنم عکسهاتو به یک روش سیاه و سفید میکنی ، دوست داشتم کادر بازتر و کنتراست کمتر بود . نوشته ها رو بسیار دوست داشتم .
Beautiful.........which place is this one....
Post a Comment