زندگی تو دهه سوم تبدیل میشه به دی وی دی
روی تصویر زدم عقب.تصاویر اتفاقات خوب یا بد به سرعت از جلوی چشمهام میگذشتند و عقب عقب میرفتن اما صدا ها و خاطرات
این تصاویر توی ذهنم همونطور که بودند جلو می رفتن
سوشی تجربه چشایی جدید وشبی به یاد ماندنی.....هان این ماله منه؟......مگه نگفتی دوست داری عکاسی یاد بگیری؟.....بنده وکیلم؟......مبارکه.....هستم باهات تا آخرش.....همیشه می دونستم توی کارت موفق میشی..... خاطره هشت سیلندری .....کافه و گاندی.....جلسه دفاعیه....ضربه فنی شدن دکتر پازوکی....کجا؟چه ساعتی؟.... کافه باران ....من یه ساعت زود رسیدم.....سلام 5.....انجمن و بی حوصلگی .......کانون و زبان آلمانی.....65 تا پله دانشکده علوم انسانی....پشت سلف استادها...ناهید فریبا میترا کیانا فاطی الهام.....چی من قبول شدم؟.....ایرج رستمی....هر هر خنده و پاساژ...ترانه شیرین ریحانه ندا.....نهضت اسلامی.......لیلا مریم گیلدا ندا........قیطریه....بن بست مریم....بابابزرگ مامان بزرگ...خروس جنگی....سیما فرزانه...دوچرخه اسکیت....نرگس....سحر....من خواهر میخوام....شفق انگشت می خوری؟....خط خطی کتابها و نقاشی رو دیوار...شیراز....ظهر 27 تیر بیمارستان ایران مهر....چرا زنه منو گذاشتین تو راهرو؟.....از دست تو توی خواب هم جدی جواب نمیدی میگی اسمشو بگذاریم شفق مگه شفق هم اسمه؟
از اینجا به بعد سی دی گیر کرد
.............................................
عکس غروب آفتاب لب ساحل شمال که از سرخی اش در سیاه و سفیدی نگاتیو من جز نام من نمانده
.........................................
پ ن:میس کارتون که امر کنه بیا بازی مگه میشه حرفی زد؟چشم
بازی چیه؟ فحاشیه....هان فحش بدیم؟خوبه اما این که تقریبا کار هر روز من تو این یک ماهه است یک بازی متفاوت راه میانداختین
یک خاطره بامزه دارم از این روزها
طبق معمول رفتم خونه شاگرد...مامانش خیلی شخصیت جالبیه از این خانومهای خونه دار پر حرف که همه چیز رو خیلی داغ تعریف میکنه...تو همون روزهای دل انگیزو خاطره انگیز تا رسیدم شروع کرد به گفتن و تعریف اینکه اونجا شب قبل چی شده و...هر یک جمله ای که میگفت میرفت پشت سر دخترش طوری که اون نشنوه به همونهایی که میدونین با صدای آروم فحش میداد
یکیش معرکه بود گفت:ایشالا ببینم روزی رو که مردم از سر قبرش رد میشن....اینجا رو با پانتومیم بهم حالی کرد.... که ادرار کنن به قبرش
16 comments:
doost e khoshgelam tavalodet mobaraaaaaaak
va aknon khodavand dvd ra farid az an jahat ke bokhorid,biyashamid ama esraf nakonid.....khoshhalam ke dar bakhshi az khoshiha manam ye dvd copy gereftam.
یادداشت خوبی بود ...خوندم و رسیدم به آخر دیدم دارم لبخند میزنم ...واین یه حسه خوبه که توی نوشته ات هست و به راحتی منتقل میشه ....بهترین ها را برات آرزو میکنم
شفق جون تولدتون مبااااااارک!
دی وی دی من مشکل داره. تا ده سال پیس رو مثل آینه نشون می ده اما از اون به بعدش خش داره
تلخند شايد.
عكس خوبيست رفيق. حس و حال خوبي بعد ديدناش ميماند.
اينجوري نميشه هر كدوم از اين جمله ها يه خاطره دارن اونا رو بايد تعريف مي كردي كه ما كاملا تو حست شريك ميشديم
من دیوانه ی این کلاژهای صوتی و تصویری پاره پاره ام شفق
و میلادت فراوون مبارک
تولدت مبارک عزیزم
ممنون که سرم می زنی...
و باید بگم عکس هات
عکس هات که چه نمی کنن شفق!!!
hich tasavori az en dahe ke gofti nadaram shafaghi...
انگار دی وی دی خانمها یه جورایی شبیه هم میشه/ دوست جونم!
خوبیش اینه که بیشتر وقتا وقتی دی وی دی رو می زنیم عقب ، خوباش یادمون میفته ...تولدت مبارک شفق.
عمرت باد و مراد
و
تولدت مبارك باد
دوست من
خوش نشستهاي بر بال تير و تيز مي پري
پروازت در اوج باد
هی هی خدا پدر این شاخه از هنر های نمایشی و بیامرزه.....پانتومیم و میگم
Shafagh joon poste jadid gozashtam.
Khoshal misham nazaretuno begin!
تولدت با تاخیر تبریک، شمارش معکوس با مزه ای بود
Post a Comment