Friday, July 24, 2009

زخمی هر تازیانه پشت من

باز شوق یوسفم دامن گرفت
پیر ما رابوی پیراهن گرفت
ای دریغا نازک آرای تنش
بوی خون میآید از پیراهنش
ای برادرها خبر چون میبرید
این سفر آن گرگ یوسف را درید
یوسف من چه شد پیراهنت
بر چه خاکی ریخت خون روشنت
بر زمین سرد خون گرم توریخت
آن گرگ و نبودش شرم تو
تا نپنداری ز یادت غافلم
گریه میجوشد شب و روز از دلم
داغ ماتم هاست بر جانم بسی
در دلم پیوسته می گرید کسی
ای دریغا پاره ی دل جفت جان
بی جوانی مانده جاویدان جوان
در بهار عمر ای سرو جوان
ریختی چون برگریز ارغوان
ارغوانم ارغوانم لاله ام
در غمت خون می چکد از ناله ام
آن شقایق رسته در دامان دشت
گوش کن تا با تو گوید سرگذشت
نغمه ناخوانده را دادم به رود
تا بخواند بر جوانان این سرود
چشمه ای در کوه میجوشد منم
کز درون سنگ بیرون میزنم
از نگاه آب تابیدم به گل
وز رخ خود رنگ بخشیدم به گل
پر زدم از گل به خوناب شفق
ناله گشتم در گلوی مرغ حق
آذرخش از سینه من روشن است
تندر توفنده فریاد من است
هرکجا مشتی گره شد مشت من
زخمی هر تازیانه پشت من
هر کجا فریاد آزادی منم
من در این فریادها دم می زنم
ه.ا.سایه
.............................
چه ابتهاج خوانی می چسبد این روزها
روزهایی که می پنداری زنده ای و زندگی بر تو جریان دارد و یا تو بر زندگی جریان داری
کار....ترافیک....هوای پاک....صف بانک....به خیالت بازهم روزمره گی
اما در پس چهره های روزمره از کنار یکدیگر که مانند قبل بی تفاوت می گذریم با نگاهی مشکوک یکدیگر را می پاییم و به خود می گوییم نکند این فریاد درون مرا شنیده باشد؟

9 comments:

ماه‌نويس said...

باز تو خوبي عزيزم، من كه گاهي همين‌طور دارم با خودم شعر مي‌گم يا آواز مي‌خونم و با خودم ريز ريز حرف مي‌زنم كه يهو مي‌بينم دارن منو مي‌پان و شاخ‌هاي احتمالي درآوردن.

من و من said...

من هم اين روزها از كنار هركس رد ميشم سعي مي كنم حدس بزنم كه با ماست يا عليه ما

سارا ابریشمی said...

عکس خیلی قشنگیه.
من با خود می گویم اگر هم صدای فریادم را شنیده آیا جوابی به آن خواهد داد یا نه؟

ميس كارتون said...

ابتهاج خداست ...

مانا said...

پشت تمام ِ این کارها ها
پشت ِ تمام ِ این ترافیک ها
هواها
صف ها
چشمانی هست
چشمانِ نگرانی هست شفق خوب ام
چشمانی که بلد شده خوب لو دادن را
آن قدر که این روزها شبیه ِ همیم
فریادهای ِ درون مان شبیه ِ هم است
دردهای مان هم
دردهای مان...

sahak said...

ma behesh migim hoshi joon ...

mehrnoosh said...

motmaenam shenide abji ,chon khodesham hamin faryado hame ja haml mikone , hata to safe bank !! darde mohstarak ke migan hamine ??!!

ehsanghasemi said...

سلام
من هم که بچه بودم ماهی سیاه کوچولو روخوندم هنوز هم بارها وبارها یاد اون میافتم اون کتاب واقعا مال بزرگترهاست ادمهایی که مثل بچه غورباغه ها فکر میکنن دنیا همون
ابگیر کوچک دور وروبرشونه
اری دریایی هم هست.
نوشته هاتون گیراست وعکسها رنگ باختن همه چیز در برابرحقیقت وگاهی برنگ حقیقت محض

Judith Polakoff said...

Lovely light on the top of the flower petals, and another beautiful black and white.