جایی با آسمانی فراخ نه زیر سایبان ندیدن ها
باید رفت و
به تماشا نشست
دست در باد سرد پائیزی کرد و افسانه ای ساخت
افسانه ای که تعبیر خواب فرشته ای بوده شاید
و امشب به بار نشسته در آغوش ما
...........................................
مطمئن هستم که حاجیه کریمه من رو دید اما به روی خودش نیاورد

7 comments:
آخی
Well I can't understand the them exactly....would appreciate if u kindly give explanation in english also :)
دیشب خوابت و دیدم....!
زيبا بود
هم عكس و هم متن
مثل همیشه زیبا:)
Wow, I had to look at the large version to see what was going on here. Excellent job isolating the bird, and your usual excellent rendering of the black and white.
عکس و متن را لایک دیس می کنم
در مورد حیوان ها یه چیزی بهم ثابت شده.
گاهی از این که خودشون رو به نفهمی بزنن تا بهشون نزدیک بشی، ازشون عکس بگیری و ... لذت می برن.
شفق جون دیگه شما نرین که من کلا دق می کنم...
Post a Comment