Tuesday, January 12, 2010

بی خوابی


شب نمایشی رنگین از تو
من
چشمانی برای خواب
تو
تصویری هستی
از
تمام تمناهای بی خواب پنجره
پیچش خواب و بی خوابی ما
انعکاسی است بر خیال پنجره
خوابی؟
نه
انگار شب هنوز
با
من
و
تو
بی خواب مانده
خوابی؟

11 comments:

آویسنا خسروی said...

سازشی در کار نیست... شب در چشم من و تو ماه ندیده... بی خوابی اش از پس رخ رهگذری دیگر است...

ممنونم که سر زدی... این دریاچه گاهی سرریز می شود و خوب به خود بالا می آید... گاهی هم جای دنج عشق بازی دو قورباقه می شود... و سکوت می کند...

سبز باشی.

رویابیژنی said...

من تو وعکسهاتو دوست دارم....زیااااااد

میس کارتون said...

سلام رضا جلالیه تو پنجره

Neda said...

عجب عکس خوبی. چه فضای خوبی. و چه شعر خوبی. لذت بردم.

REZA jalali said...

shab miyan daste ma milaghzad be soye ham.

من و من said...

اين سوال هر شب من از من كوچيكه است! بعد از بيش از يك ساعت غلتيدن در تختخواب آروم مي پرسم: خوابي؟

حدیثا said...

سلام
امروز اکباتان بودم,
به پنجره ها که نگاه می کردم به این فکر کردم که کدام پنجره با دستان شما باز می شود.

نسترن said...

من هم دوستش داشتم

نقشه ضد said...

سلام دوستم، خوبی؟ هستم فقطی سکوت اختیار کردم. راستش یه چیزی از آسمون خورد توی کله ام، کمی گیج شدم، حالا دارم خودمو جمع و جور می کنم و به حالت عادی بر میگردم. عکسات خیلی خوبه ها! کلی باید ازت درس عکاسی یاد بگیرم
;)

Unknown said...

midooni hezar bar oomadam in akso didam va neveshteye paeinesho khoondam va hichi natoonestam begam.
khastam begam ke khoob mifahmamesh.
hamin.

امين said...

امشب به قصه دل من گوش مي‌كني
فردا مرا چو قصه فراموش مي‌كني
هوشنگ ابتهاج