Saturday, March 27, 2010

پرواز خیال


آسمانی که پاهایم نتواستند درآن قدم گذاردند را با بالهای خیالم طی می کنم
برای من علامت ورود ممنوع بی معنا است

9 comments:

انسان said...

واااااای عکس خیلی خوبه...

mehrnoosh said...

abjie goolam . sale noot mobarak . ya ba tavajoh be poste paeenet raftane sale ghablet mobarak ke bara hamamon sale mozakhrafi bod va mozakhraf taresh kardan . hatman behet zang mizanam , tanbalie mano bebakhsh . koli delam barat tange o koli dost daram bahat harf bezanam . koli ghabolet daram abji .

رها said...

شفق نازنیم
سال نو مبارک
امیدوارم که قلب مهربونت همیشه شادِ شاد باشه و روی لبهات خنده


من هم همینطور فکر میکردم و میکنم اما یک چند وقته حال پرنده ای رو دارم که خودش رو به شیشه تمیز پنجره میکوبه و نمیفهمه که نمیتونه بیشتر از این بره....امیدوارم که این شیشه زودتر بشکنه....

haafez said...

baraye man bi mani nist,bi arzesh ast

من و من said...

زنگوله داره تو گردنش؟

shafagh said...

من من جان نفهمیدم این سوالت ماله این پرنده هست یا جیمی؟
این کبوتر که نه زنگوله نداشت تا جاییکه میشد دید
اما جیمی بله این یکی از گردن بندهای آقا است

آویسنا خسروی said...

زیبا و دلنشین...

Unknown said...

چه حسی داره بالهای این پرنده...آدمو به یاد این می اندازه که می شه رفت بالا ...می شه از ورود ممنوع ها گذشت ...ولی ...سختیشو از بالهاش و فشاری که داره میاره می شه فهمید...حتی از فضای خاکستری عکس....

شاپرک آبی said...

و علامت «جاده دوطرفه است» چی ؟