Thursday, October 28, 2010

فاطمه

روزگاري تمام آرزوهايت در چمداني جا مي شوند
خنده ها
شادي ها
کودکي هايت
سبکباري
راه نمي روي بلکه پرواز مي کني
بزرگ تر که مي شوي
مي رسد روزگاري که تنها بدنبال
چمداني هستي که پشيماني هايت را درون اش جا دهي
تا همچون آرزوهايت بوي پوسيدگي نگيرند
........................
فاطمه عزيز
ممنونم که بي آلايش بودي
بي پروا خنديدي
بدور از رنگ و ريا
مهم نيست که کجا زندگي مي کني
مهم نيست کلکسيوني از گل سر نداري
مهم نيست کيف باربي نداري
.
.
.
.
چشمانت زنده اند و همین کافي است
باور کن

3 comments:

زهره said...

شفق عزیز... ممنون برای به تصویر کشیدن این چشم ها ...

zodiak said...

man niz fatemeam

mazi said...

che khubo bud, ham neveshte/ ham ax.... che sade be del neshast