Friday, January 28, 2011

کودک بمان



با خود عهد کرده است
تا سرازیری گورکودک بماند و زندگی را آنقدر به بازی بگیرد


که بازماندگان; مرگش را نیزبازی تازه ای بپندارند
عباس صفاری

8 comments:

مهدی جهانگیر said...

سلام
ممنون

SaeiD said...

Nice shot..

فرزانه said...

شفق جان گویا مشگل از سرعت پایین کامپیوتر منه که عکس هاتو نمی بینم.شعره قشنگی بود اما توقع داشتم که به جای یه دختر بچه یه پیرزن ببینم نمی دونم چرا

zodiak said...

عاشق اون دندونهای افتاده ام

Anonymous said...

aaalieeeeeeeeeeeee
mamnoon,Narges

من و من said...

اين عكسه منو ياد بچكي خودم و من كوچيكه ميندازه
اين چند وقته صد بار اومدم بكامنتم باز نميشد كامنتدونيت!

من و من said...

اين عكسه منو ياد بچكي خودم و من كوچيكه ميندازه
اين چند وقته صد بار اومدم بكامنتم باز نميشد كامنتدونيت!

فرزانه said...

شفق منتظر نوشته هات هستم بنویس