Thursday, February 5, 2009

زوزه رفاقت







سگی است درون من که گاه با دیدن سایه های نفهمی شغالان همسایه زوزه می کشد و دیگر پارس نمی کند



...................................

قلات نام دهکده ایست در اطراف شیراز

دوستان آنجا ویلای نقلی داشتند و رفتیم در دل کوه

نه آب لوله کشی نه برق نه تلفن و نه آدم

یک سگ مادر و دو توله دوست داشتنی آنجا بودند که از ویلا محافظت می کردند

ساعتها سرگرم اینها بودیم

مدتها ست که به این نتیجه رسیده ام که انسان اشرف مخلوقات نیست

ارتباطی که در همان چند ساعت بین ما ایجاد شد چنان بود که شب موقع برگشت مسافتی را دنبال ماشین دویدند
و از رفتن ما ناراحت بودند
آیا دوستی به احتیاج است؟
به وابستگی است؟
به شرافت است؟
به دلبستگی است؟
یا گونه ای گریزاز تنهایی است ؟

5 comments:

Anonymous said...

با دیدن سگ یکی از دوستام و محبتش ،بهم ثابت شد که سگ ها خیلی شریف تر از آدمان حداقل برای خودت می خوانت نه فقط برای اینکه تیازهایشان را برآورده کنی
در ضمن مثل همیشه عکسات خیلی خوب بودن
هستی نقره چی

louloudi said...

يك جايي يك چوپاني بود كه معاشرت با گوسفندا رو به معاشرت با آدما ترجيح مي داد.چون گوسفندا به هرحال قادر به تكلم نبودن.

زماني كه سواركاري مي كردم هروقت از مربي سواري ام مي پرسيدم چه خبر؟جواب ميداد: اسب ها كه خوبن...آدما هم مهم نيست!


**************************

اينايي كه گفتم فقط نقل قل بود من هنوز انسانيت را باور دارم.دوستي را و محبت را...
درسته كه همه اول به خاطر خودشونه كه ميان سراغت اما گاهي اين خودخواهي نتيجه قشنگي داره.گاهي حاصل اين خودخواهي رابطه عميقي ميشه كه هميشه از بابتش خوشحالي.گاهي هم نه...به هرحال هستي هم ظاهرا قوانين خودشو داره ;)

Neda said...

گمونم انسان ها باید از حیوانات دوست داشتن رو یاد بگیرن.

Neda said...

ممنونم شفق جان>:D<
باعث افتخار منه که این حرف رو از کسی مثل تو بشنوم.

Anonymous said...

آنچه سگ ها از سر رفاقت می کشند زوزه نیست... صدائیست که ما انسانها به غلط به آن زوزه می گوئیم... آنچه سگ ها از سر دلتنگی سر می دهند هم زوزه نیست .خواهش ماندن است که نمی شنویم یا به اشتباه می شنویم.... سگ ها فقط نمی توانند حرف بزنند وگرنه از هزار هزارِ ما آدم ها بهتر می فهمند و قوی تر حس می کنند.