Friday, March 13, 2009

بهاریه یا ضد بهاریه


من آمدن بهار رو از روی تقویم هجری شمسی یا خورشیدی باستانی نمی فهمم
از روی وله های احمقانه تلویزیون که برف ها آب میشه و علف سبز در میاد نمی فهمم
از روی تابلوهای تبلیغاتی سراسر دروغ تخفیف های نوروزی نمی فهمم
از تعداد عطسه ها و خارش چشمهام می فهمم
از حس خواب آلودگی مغزم می فهمم
از دوطرفه شدن کوچه های یه طرفه تنگ و باریک می فهمم
از تعداد ماشینی که کنار ماشینم دوبله و سوبله و چوبله پارک کردن می فهمم
از الفاظ رکیک شیرینی که مردم تو ترافیک بهم عیدانه میدن می فهمم
انگار بهار داره میاد
نمی دونم چرا حس می کنید تولدی دوباره است و از اینجور جفنگیات
یه تغییر فصله و تغییر عدد سال
اگر اهل تغییر و خونه تکونی هستین هر روزتون باید اینطور باشه
اگر اهل طبیعت و به به و چه چه تو دل مرغزارها هستین و شکوفه دادن ها هر روز باید به طبیعت نگاه کنین
و طبع شاعرانه تون رو ورز بدین
لباس نو می خرید فکر می کنید نو شده اید
نه بابا فقط جای اعراض رو عوض کرده اید جوهر شما همونه که بود
به مبحث جوهر وعرض رجوع شود در فلسفه که اینجا جای توضیح اش نیست
حتما میگید خب این یه بهانه است برای
منم میگم وای به حال کسیکه دنبال بهانه واسه تغییر می گرده چون هیچوقت تغییر نمی کنه
چرا دروغ بگیم به خودمون بابا ما که زمستونی نداشتیم که بخواد بهار تولدی دوباره باشه
شما برف و سرمایی دیدین؟
انگار طبیعت هم از این بازی تغییر چاخانی فصول خسته شده
اما یه چیز تغییر می کنه
هشتاد و هفت میشه هشتاد و هشت
خب جای شادی داره این تغییر
شادی این رو پایه ام
تا هشتاد وهشت لحظه زیبا که می تونه هرلحظه اش تغییری باشه برای بهتر شدن
................................................................................
عکس شیراز است مقبره شیخ اجل سعدی

7 comments:

Anonymous said...

شفق حونم من از بوی خیابون می فهمم که عید شده. حالا می تونه قبل از عید تقویم باشه یا بعدش.
تمام چیزهایی که گفتی را هم قبول دارم ولی از بچگی عید را دوست داشتم.

Anonymous said...

این بهاربیشتر بوی تابستون میده و شمشاد های اکباتان احتمالا تا آخر فروردین زرد میشن و به خزان میرسن در هر چیزی عقب باشیم در این یک مورد جلوییم

Anonymous said...

راست مي‌گي منم بدجوري به اشك‌ريزي و بيني‌بالاكشيدن افتادم با اين حساسيت لعنتي بهاره! و بازم راست ميگي و موافقم كه خيلي‌ها و تقريبا همه به‌جاي تغيير رو به رشد، افتادن به دلقك‌بازي و نديدبديدبازي و چشم و هم‌چشمي و ...

Anonymous said...

می دونی من از کجا می فهمم بهار شده؟ از بوی تعفن جوبها...از دست فروش هائی که دست از سر پیاده رو های به قدر کفایت شلوغ گیشا برنمیدارن....از ماهی کوچولوهای سرخ و سیاه توی تشت های تنگ که برای نفس کشیدن همه به سطح کف کرده ی آب بو گندو هجوم آوردن..... از چشم های پر از حسرت نوجوان فال فروش که مات اش برده و توی سانتافه به پسرک هم سن و سال خودش نگاه می کنه...به مدل موی سیخ سیخ و ساعت گرون و گوشی موبایلی که باهاش سعی داره توجه اون دختره که صدای موزیک پخش ماشینش بلنده رو جلب کنه... من از سبزه های جلو گلفروشی ها که بوی لش مرده می دن می فهمم داره سال نو می شه... حال این روزام حال یه زن حامله اس که تهوع اش خوب نمی شه... بذار احمقا گول بزنن خودشونو.... دروغ گفتم بهت..امسال هم ماهی نمی خرم... امسال هم مثل سالای قبل هفت سین نمی چینم... دروغ گفتم....

Anonymous said...

بابا همتون كوفتمون كرديد اينن عيدو! نخواستيم بابا:-))
من كه عاشق اومدن بهارم!

shafagh said...

من من جان در پست بعدی جبران میکنم
باور کن من هم عاشق لحظه های تغییراتم
اگر تغییری واقعی باشد
به امید 88 تغییر زیبا برای بهتر زیستن

Anonymous said...

شفق جونم اشتباهي كامنتتو ديليت كردم! مي خواستم تقلب كنم از همين جا جوابتو كپي پيست كنم اونجا ديدم هيچي مثل صداقت نيست خلاصه اوميديم اعتراف بانو جان! از سر تقصيرمان بگذريد!:-))