
باید رهید
باید پرید
باید درید
از هرآنچه که تو را حقیر خواهد کرد
از هرآنچه که تو را دربند خواهد کرد
از هرآنچه که تو را ناتوان خواهد کرد
باید ماند
باید عاشق شد
باید ساخت
در هرآنچه که تو راپناه داده
در هرآنچه که تو را عشق بخشیده
در هرآنچه که تو را به آرامش رسانده
5 comments:
تناقض جالبی داره ،یعنی بپره بره یا بمونه؟
ajab gongeshti.....
عشق و آرامش با هم جور درميياد شفق
جان!؟
من كه چشمم آب نميخوره!
سال زيبا و آرامي بر تو مبارك شود دوست من.
باید ه را برداشت در کلمه ی رهید...باید پ را هم برداشت در کلمه ی پرید اما دال را در کلمه ی درید را باید نگه داشت... باید به همه ی آنها که می دانی و می دانیم حالی کنیم که ما اگر انسان های فوق العاده ای نیستیم در عوض فوق العاده انسانیم... باید درید شفق ... باید عشق را به خاک سپرد نه اینکه آرزویش را به گور برد... چه فرقی می کند بهار یا پائیز... بانوی اردیبهشت... تو تمام ه ها و پ ها را اگر نمی خواهی... حذف نکن.. ما که طبع شاعرانه مان در هوای نرم شمال گل کرد این شد.. وای به روز آنها که فرسنگها با همین شمال ما فاصله دارند و رسوب به جای کلیه جزئیه شان را - مقصود همان مغز است - در بر گرفته است.!!
ma adam ha nirooye jazebeh va dafee nesbat be ham darim va in khodemoon hatim ke in niroo ro tashidid mikonim ya inke aslan behesh tavajoh ham nemikonim va ba dashtane bazi az vasayel talghine m nesbat be in mozoo bishtar mishe
Post a Comment