Sunday, October 5, 2008

نپيچ پيچ رو


آخ كه چه خوشبخت بودم كه كارمند نشدم
كله صبح چه ديوانه بازاري اين شهر.....مي دوني كجاي داستان تهوع آور بود اينكه توسربالايي تا ته بزرگراه و مثل عقوبت گناهانت ببيني.....تا دلت بخواد ماشين....يعني 8 به كلاس مي رسم؟
حالم از اين حجم دود و چرخدنده بهم مي خوره
اگه شيشه پائين بود ماشين بغلي از دهان مبارك من چه ناسزا ها ميشنيد
اي به روح.....دنده 2 يا 3 سرابي بيش نيست.جاده تنهايي كه پيچ نداره...اهدنا الصراط ال....اگه تنهايي چرا مي پيچي باش چايي دوم در خدمتيم
اگه تنها نيستي پس به سلامت....سفر بخير....چشم به راه مادر...از اينها كه پشت كاميون ها مي نويسن
خدا هيچ تنابنده اي رو تو دوراهي نگذاره يا ميگذاره يه نقشه بده دستش
والا

No comments: