



پائيز در رنگين ترين پيچش برگهايش مرا به رقص مي آورد
در ابري ترين آسمانش احساسم سر مي خورد
در تيره ترين سايه اش بوي نگاه تو را مي فهمم
در سوزناكي هوايش باز دلتنگ تو ميشوم
من در پائيز عاشق شدم
و
از همان آغاز پائيز ياد مي آورم تب وتاب عشق را
باز هم ندا زنديه و كلامش كه فقط درد دل است و هركس كه عاشق است ميفهمد
.......................................................................................................................................
Passing by the square of life
There's a street I often walk along
Yet I don't know what it's called
But it doesn't take so long
Till I remember all at onceIt was the same old deadend
That I shouldn't have entered
There's a street I often walk along
Yet I don't know what it's called
But it doesn't take so long
Till I remember all at onceIt was the same old deadend
That I shouldn't have entered
4 comments:
salam salam asheghetamaaaaa
gaz gaz
Mese hamishe kheili khub bud
Hasti Noghrechi
یکی از رج می نویسه تو هم که....
تا کی می خواهی چشمهات رو ببندی
این عشق نیست
عزیزم چه قشنگ توصیف کردی این عشق رو که بعضی در طی طریقتش می مانند و دست خالی باز می گردند و هیچ وقت درک نمی کنند آنچه گرفتارش شدند عشق بود یا هوس یا تنها یک فریب
مراقب خودت باش
ندا
Post a Comment