Sunday, October 12, 2008

Love or Desire





پائيز در رنگين ترين پيچش برگهايش مرا به رقص مي آورد

در ابري ترين آسمانش احساسم سر مي خورد

در تيره ترين سايه اش بوي نگاه تو را مي فهمم

در سوزناكي هوايش باز دلتنگ تو ميشوم

من در پائيز عاشق شدم

و

از همان آغاز پائيز ياد مي آورم تب وتاب عشق را

باز هم ندا زنديه و كلامش كه فقط درد دل است و هركس كه عاشق است ميفهمد

.......................................................................................................................................

Passing by the square of life
There's a street I often walk along
Yet I don't know what it's called
But it doesn't take so long
Till I remember all at onceIt was the same old deadend
That I shouldn't have entered

4 comments:

Anonymous said...

salam salam asheghetamaaaaa
gaz gaz

Anonymous said...

Mese hamishe kheili khub bud
Hasti Noghrechi

Anonymous said...

یکی از رج می نویسه تو هم که....
تا کی می خواهی چشمهات رو ببندی
این عشق نیست

Anonymous said...

عزیزم چه قشنگ توصیف کردی این عشق رو که بعضی در طی طریقتش می مانند و دست خالی باز می گردند و هیچ وقت درک نمی کنند آنچه گرفتارش شدند عشق بود یا هوس یا تنها یک فریب

مراقب خودت باش
ندا