رویایی داشت
نگاه کرد
پرید و بعد بالها را باز کرد
که پرواز به پریدن است و نه به بال داشتن
.......................................
پائیزی می شوم
هر روز از نوستالژیک شدن احساسم می فهمم و نه از تقویم و نه از بازی رنگها
این عکس محصول خواندن هرشب خودآموز فتوشاپ است و برداشت شما از آن کاملا آزاد
استاد می گفت آزادی پرنده به پرواز اوست و محدودیت اش هم به همان پرواز
زیرا این بالها هستند که نهایت اوج گرفتن او را تعیین می کنند
و می فهمد دیگر از این ارتفاع بالاتر توان پرواز اش نیست
اما شما با هر توانی که به اینجا پر کشیدید در برداشت از این عکس آزادید
8 comments:
پرنده كوچك بود
پرنده فكر نمی كرد
پرنده روزنامه نمی خواند
پرنده قرض نداشت
پرنده آدمها را نمی شناخت
...
پرنده فقط يك پرنده بود
...
عكس ات رو خيلی دوست داشتم دوستم
امان از پنجره هاي اكباتان...آدم ها رو هم به پرواز واميداره...مخصوصا روزنومه چي هاش و
روزنومه چی ها که نباید بپرن باید
بپرونن
توصیه میشه همسایه زیاد دم پنجره نیا
خوبیت نداره
چیزی توی قلب ام فرو ریخت! چرا زودتر به این فکر نکرده بودم؟؟
گذر! حسي كه اين عكس ميده
....
وبعد بالهارا باز کرد
..............
حس پریدن وقتی در بلندای بلند کوهستان ایستاده ای
میخواهی از هرانچه تورا پابند زمین کرده جدا شوی
پرواز کنی
.......................
...
و بعد بالها را باز کرد
..................
هوای پریدن
وقتی در بالای بلندای کوهستان
ایستاده ای
میخواهی از هرانچه تورا پابند زمین
کرده رها شوی
پرواز کردن
...
va omghe payize por ehsas ro faghat por ehsasha mifahman
Post a Comment